منهاج سراج
65
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و درين مدت الغخان [ ( 1 ) ] معظم ( خاقان اعظم خلدت سلطنته ) به طرف ناگور رفته بود [ ( 2 ) ] به ( جانب ) ولايت رن تنبهور [ ( 3 ) ] و بهندى ، و چترور [ ( 4 ) ] لشكر اسلام را ببرد ، و راى رن تنبهور باهرديو [ ( 5 ) ] كه اعظم رايان اصيل و بزرگتر ( ين ) ملوك هند [ و ] ست ، لشكر كشيد ، تا الغ خان را [ مگر ] نكبتى تواند رسانيد ، حق تعالى و تقدس خواسته بود ، نام نيك بندگان دولت الغخانى بر صحايف ايام بنصرت و فيروزى و ظفر مخلد ماند ، تمامت ( آن ) لشكر راى با هر ديو ، را اگر چه بس انبوه و با سلاح [ ( 6 ) ] و اسپ [ خيار ، و راورتان [ ( 7 ) ] نامدار ] بودند ، منهزم گردانيد ، و مردان نامدار بسيار از ايشان [ ( 8 ) ] بدوزخ فرستاد ، و غنايم بسيار ( كرد ) و اسپ و بردهء بىحساب بدست آورد ( و سالم و غانم ) و در عصمت آفريدگار بخطهء ناگور كه بوجود بندگان دولت الغخانى ( حضرت ) بزرگ شده بود ، باز آمد [ و ] چون [ شهور ] سنه اثنى و خمسين نو شد ،
--> [ ( 1 ) ] الوخان [ ( 2 ) ] مط : رفت [ ( 3 ) ] مط : رنتيور [ ( 4 ) ] اصل : و مهتر و والى و جتر ، مط : و هندى و چترور ، راورتى مانند متن . در حاشيه گويد : كه بهوندى هم تلفظ مىشود و اشتباها در نسخه مط آن را هندى ساختهاند ، : كه بهندى به همين نام خيلى معروف است ، و ايليوت همچنين ضبط كرده ، در آئين اكبرى نيز بوندى از پرگنههاى چاتسو متعلق سر كار رتنبهور صوبهء اجمير است ( ص 23 - ج 2 ) [ ( 5 ) ] كذا در مط و اصل ، ولى راورتى از جمله ضبطهاى نسخ كه باهرديو ، ناهرديو ناهيرديو باشد ناهرديو را صحيح ميداند ، و گويد كه نام راجپوتى است ، و چند صفحه پيش كه اين نام آمده نيز ناهرديو را برگزيده است . هوديوالا ، در حواشى ايليوت ( 2 / 740 ) گويد : كه نام اصلى اين راجه ويه گهوراديوا بود ، و بنابران نميتواند ناهرديو شود ، و امير خسرو نيز در خزاين الفتوح نام معبد باهرديو را آورده است ، كه املاى باهرديو را تأييد مىكند . [ ( 6 ) ] مط : باصلاح [ ( 7 ) ] كلمات بين قلاب در مط نيست ، و در ترجمهء راورتى موجود است ، وى راوتان جمع راوت را عينا آورده ، و در حاشيه گويد : كه در زبان بومى بمعنى پهلوان و قهرمان است ، چون به قاموس هندى و انگليسى دنكن فوربس رجوع شد ، در ان نيز راوت به معنى هيرو ، پهلوان است ، كه لغت هندى باشد و ايليوت نيز اين كلمه را بمعنى هيرو ترجمه كرده است . [ ( 8 ) ] مط : و مردان مبارز بسيار ايشان را بدوزخ فرستاد